تبليغاتX
۞ **(( ღ سایت طلایی ღ ))** ۞
۞ **(( ღ سایت طلایی ღ ))** ۞

.:.:.:: بسم الله الرحمن الرحیم ::.:.:.


...

در جوانی غصه خوردم هیچکس یادم نکرد!

در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد!

آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد!

آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد!

چهارشنبه 1386/12/15 |

پس از رفتن تو...

پس از رفتنت

پس از رفتنت ، آرزوهایم را دفن خواهم کرد . دفتر خاطراتتم را به آب خواهم انداخت و

قاب عکس اتاقم را به پستوی زمان خواهم سپرد ....

نبودنت را باور خواهم کرد و اجازه ی ورود هیچ نگاهی را به رویاهایم نخواهم داد

. اما کاش قبل رفتنت ، به گنجشک های شهر بسپاری برق انتظار را در چشمانشان نگاه دارند .

شاید رفتنت را برگشتی دوباره باشد ....

چهارشنبه 1386/12/15 |

مرگ...

مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.

بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.

چهارشنبه 1386/12/15 |

عشق چیست...؟

از کودکی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت: ******   بازی

از نجوانی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت:****** رفیق بازی

از جوانی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت:****** پول و ثروت

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت:****** عمر

از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟

                           چیزی نگفت****** آهی کشید و سخت گریست

     

            

 از کودکی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت: ******   بازی

از نجوانی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت:****** رفیق بازی

از جوانی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت:****** پول و ثروت

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت:****** عمر

از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟

                           چیزی نگفت****** آهی کشید و سخت گریست

یکشنبه 1386/07/01 |

اي پرنده مهاجر ، اي پر از شهوت رفتن
فاصله قد يه دنياست ، بين دنياي تو با من
تو رفيق شاپركها ، من تو فكر گلمون
تو پي عطر گل سرخ ، من حريص بوي نونم
دنياي تو بينهايت همه جاش مهموني نور
دنياي من يه كف دست روي سقف سرد يك گور
من دارم تو آدمكها ميميرم ، تو برام از پريها قصه ميگي
من توي حيله وحشت ميپوسم ، برام از خنده چرا قصه ميگي
كوچه پس كوچه خاكي ، در و ديوار شكسته
آدمهاي روستايي ، با پاهاي پينه بسته
پيش تو يه عكس تازه است واسه آلبوم قديمي
يا شنيدن يه قصه است از يه عاشق قديمي
براي من زندگي اينه ، پر وسوسه پر غم
يا مثل نفس كشيدن ، پر لذت دمادم
اي پرنده مهاجر ، اي همه شوق پريدن
خستگي كوله بار ، روي رخوت تن من
مثل يك پلنگ زخمي پر وحشته نگاهم
ميميرم اما هنوزم دنبال يه جون پناهم
نبايد مثل يه سايه ، زير پاها زنده باشيم
مثل چتر خورشيد بايد روي برج دنيا واشيم

یکشنبه 1386/07/01 |

 
كاش هرگز به اين دنيا نيامده بودم
و حال كه آمده ام كاش زودتر مرگم فرا رسد
آخر چگونه مي توان در اين دنيا زندگي كرد ؟
دنيايي كه در آن آدمها روزي چندين بار عاشق مي شوند
دنيايي كه در آن عشق را فقط مي توان در ويترين كتابفروشي ها يافت
دنياي كه در ان محبت و صداقت مرده و جاي خود را به بي وفايي دروغ داده
دنيايي كه در آن دروغ عادت و بي وفايي قانون و دلشكستن سنت شده است
دنياي كه در آن بايد عشق را به بها خريد
دنيا رو نگه دارين مي خوام پياده شم

یکشنبه 1386/07/01 |

گفتم آگه نبینمت دل کندنم سخته برات

اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درده برام

گفتم صداتو نشنوم ندیده از پیشت برم

پشت سرم زاری نکن چی کار کنم مسافرم

 

 

Image hosting by TinyPic

در سرزمین من

عاشق بودن جنایت است

در سرزمین من حوا - به خاطر یک سیب -

روزی هزار بار سنگسار میشود

در سرزمین من لبها بوسه را در نگاه ها میجویند

و دستها عطر نوازش را در تاریکیها

در سرزمین من

عاشق بودن گناه کبیره است

خدایا ! گناه مرا ببخش!!!

یکشنبه 1386/07/01 |

 

          

فرصتي نمانده پاهايم خسته است . بايد رفت بايد رها شد از حصار تنهايي و اين جسارت

 

مرده ... نمي دانم چگونه...چراها در مقابل ديدگانم ريلي به امتداد تمام زندگي ساخته اند...

 

شبانه آرزوهايم را در ژرف ترين نقطه کابوس زده ام دفن مي کنم .... و بابقچه خاکستري

 

خاطراتم راهي شهر رويايي خيال مي شوم و از جاده هاي پر از ابهام و ترديدي که تو برايم

 

درست کردي مي گذرم و چشم به راهي مي بندم که هيچ اميدي به پايانش نيست.....

 

گام هاي لرزانم سکوت سردم را مي شکند .... و من در برهوت تنهايي خويش به شمارش

 

گام هايم  مي پردازم . گام هايي که ارمغاني جز نرسيدن ندارند ......

 

 

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک غم

 

در لابلای دامن شبرنگ زندگی

 

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

 

فارغ شوم از کشمکش و جنگ زندگی

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

                                 عشق يعني قطره و دريا شدن

            عشق يعني يك شقايق غرق خون

                                  عشق يعني درد محنت در درون

 

یکشنبه 1386/07/01 |

B3DA-MUSIC

کردی آهنگ سفر اما پشيمان ميشوی

                                                            چون بياد آری پريشانم ؛ پريشان ميشوی

           سر به زاتو گريه هايم را تگر بينی به خواب

                                                            چون سپند از بهر ديدارم ؛شتابان ميشوی

           کردی اهنگ سفر شايد فراموشم کنی

                                                  من که ميدانم تو همچون شمع ؛ گريان ميشوی

         بشکند پيمانه ی صبرم ولی در چشم خلق

                                               چون دگر خوبان تو هم ؛ بشگسته پيمان ميشوی

یکشنبه 1386/07/01 |

واي  نگو                      واي  نگو

عشق يعنی انتظار و انتظار

                                    عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن

                                    عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

                                    عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی لحظه های التهاب

                                    عشق يعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

                                    عشق يعنی آب بر آذر زدن

هر شب که میشه تو به غصه ی من گوش می کن 

    ولی نمی دونم که چرا وقتی فردا میشه منو مثل غصه فراموش می کنیدنیا را بد ساخته اند... 

اگه فکر ميکني که رفتنت باعث شکستنم ميشه ؛

اگه فکرميکني که بعد از رفتنت اشک ميريزم ؛

اگه فکرميکني که با نبودنت لحظه هام خالي ميشن؛

اگه فکرميکني که هرلحظه دلم برات تنگ ميشه؛

 اگه فکرميگني که بي تو ميميرم؛

 درست فکرميکني تو که ميدوني نبودنت رو دوام نميارم

 پس بـــــــــــــــــــــــــمــون

وقتی پرنده ای را معتاد می کنند

یکشنبه 1386/07/01 |

 

 

دیدین چیشده  آخر سرسحرم  عاشق شد  اینام  حرفای دلشن 

 

اگه توپت افتاد خونه همسايه و اون پارش كرد اصلا نگران نشو چون يكي هست كه قلبش رو بذار زيرپات تا باهاش بازي كني

 

قلمي از استخوانم مي تراشم برگي از جگرم پاره مي كنم مركبي ازخون خود مي كشم وبرايت اين گونه مي نويسم تا اخرين نفس دوستت دارم

 

برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره وليمن مي نويسم .. 

 

 

 

 دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم وقتی فال نامرو باز کردم  چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست

 

اگه میتونستم  توی دنیا یه چیز دیگه باشم  میخواستم اشک تو باشم  که تو چشمات متولد بشم روی گونه هات زندگی کنم و روی لبانت بمیرم

 دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس چون تموم ميشه دوستت ندارم به اندازه ي  خورشيد چون غروب ميکنه دوستت دارم به اندازه ي روت چون هرگز کم نميشه

 

 

 

نیاور بر زبان نام وفارا  وفا نه در اینجا نه در جهان معنا ندارد

 

 

 

 

 

 بوسه زلب هاي تو در خواب گرفتم گويي که گل از چشمه ي مهتاب گرفتم در برکه ي اشکم همه دم نقش تو ديدم اين هديه يخوبيست که از آب گرفتم هرگز نتواني که زمن دور بماني چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم

 

 

 

 

 

  وقتی که بارون میادبرو زیر بارونهرچقد که تونستی قطره های بارون رو جمع کنی . همونقدر دوستم داریو هر چقدر که نتونستی جمع کنی . بدون همونقدر من تو رو دوست دارم

 

 

عشق ايستادن زير باران و خيس شدن زير باران نيست، عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شود، و او هيچوقت نداند كه چرا خيس نشده

  

 

کاشانه آن نيست که جمشيد بنا کرد  کاشانه  آن استکه ليلي بناکردويرانه ان نيستکه چنگيز خراب کردويرانه دل من است که با گوشه چشمت صد سال بنايم  را به يکباره فرو ريخت

 

   

دلم مي خواد اونقدر کوچيک بشم قد پرنده اونوقت بيام پيش تو دلم مي خواد اونقدر بزرگ بشم قد يه نهنگ تا تو رو بخورم تا هميشه پيشم باشي

 

   

 ميگن قلب ادما اندازه مشتشونه ، اما چجوري يه دنيا محبت يه اسمون

صداقت يه کهکشون مهربوني ويه دريا عشق تو قلبت جا شده

  

 

 

   

در نگاه  نازنینت  نگاه  سحر آمیزت ماه را  دیدم که ارزو میکرد  کاش یک بار می توانست  بهت  بگه بیا  ماهمن  شو... و ای کاش یه بار میتونست  با توبودن را  تجربه میکرد

 

   

    

   کاش در  هجوم ثانیه ها لحظه ای سرم را روی شانه  هایت  احساس میکردم کاش  تمام  قطره های اشکم را به  پای نازنینی میریختم  کاش با  صدای توآگاه میشدم و کاش هیچ گاه  کسی سعی نمیکرد  بین  دوستان  فاصله کند کاش با تو بودن  را  تجربه میکردم  و کاش بی تو بودن  جز واژه ای بیش نبود  کاش شب های سرد زمستانی ام با بهار چشمانت  گرم میشد و کاش نفس های سنگینم  با  نفس هایت  حیاتی دوباره  میگرفت کاش میشد  پرواز کرد و به  گل رسید کاش میشد پریدن را  با باران بهار  تجربه  کرد کاش

 

  

 

بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر که سرا پا شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائمآ از اشک شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نميشد نشسته بود

 

 

  

 

يادت باشه وقتي کسي برات ميميره ، آنقدر مرام داشته باشي که يه شاخه گل سر مزارش ببری  

یکشنبه 1386/07/01 |

ديدی                                عشقی

نبود در تار و پودش           ديدی گفت عاشقه عاشق

  نبودش     

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردی نمونده پيشت، ديدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و  گنجشك  كلاغای

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توی دنيای خاموشی  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشی  ،  شده كارش فراموشی  ،  ديگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستی  توی  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم كه تو می دونی،سرخاك

تو می ميرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گيرم

دل از

تو

 

زير اين طاق کبود يکي بود يکي نبود
مرغ عشقي خسته بود که دلش شکسته بود
اون اسير يه قفس شب و روزش بي نفس
همه آرزوهاش پرکشيدن بود و بس
تا يه روز يه شاپرک نگاشو گوشه اي دوخت
چشش افتاد به قفس دل اون بدجوري سوخت
زود پريد روي درخت تو قفس سرک کشيد
تو چش مرغ اسير همه دلتنگي رو ديد
ديگه طاقت نياورد رفت توي قفس نشست

تا که از حرفاي مرغ شاپرک دلش شکست
شاپرک گفت که بيا تا با هم پر بکشيم
بريم تا اون بالاها سوار ابرا بشيم
يه دفعه مرغ اسير نگاهش بهاري شد
بارون از برق چشاش روي گونش جاري شد
شاپرک دلش گرفت وقتي اشک اونو ديد
با خودش يه عهدي بست نفس سردي کشيد
ديگه بعد از اون قفس رنگ تنهايي نداشت
توي دوستي شاپرک ذره اي کم نمي ذاشت

تا يه روز يه باد سرد ميون قفس وزيد
آسمون سرخابي شد سوز برگ از راه رسيد
شاپرک يخ زد و يخ مرد و موندگار نشد
چشاش رو هم گذاشت ديگه اون بيدار نشد
مرغ عشق شاپرک رو به دست خدا سپرد
نگاهش به آسمون تا که دق کردش و مرد...........

         

یکشنبه 1386/07/01 |

اعتراف

اعتراف

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم !
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم !
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم !
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم !
کودکان را دوست دارم
ولی از آئینه می ترسم !
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم !
من می ترسم پس هستم

پنجشنبه 1386/06/15 |

بارون

گروه اركست

بارون

همه اينو مي دونن
كه بارون
همه چيز و كسمه
آدمي و بختشه
حالا ديگه وقتشه
كه جوجه ها را بشمارم
چي دارم چي ندارم
بقاله برادرم
مي رسونه به سرم
آخر پاييزه
حسابا لبريزه
يك و دو !‌ هوشم پريد
يه سياه و يه سفيد
جا جا جا
شكر خدا
شب و روزم بسمه

پنجشنبه 1386/06/15 |

عشق

*********************************

همه ي ما وارثيم وارث عذاب عشق

سهم اونکس بيشتره که ميشه خراب عشق

سوختـــــن و فـرياد زدن اينــه رمـــز و راز عشق

وقت از خود مردنه لحظه ي آغاز عشق

*********************************

پنجشنبه 1386/06/15 |

عشق یعنی...

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                              عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                               عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                        وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

پنجشنبه 1386/06/15 |

میخواهمت میخواهمت میخواهمت...

ضربان قلبت نمیدانم شاید نفسهای مرا میشمارد

 قلب تو شاید کلبه من شود ، شاید کلبه من باشد

 من قلب تو را با تکه تکه قلب خود آذین میکنم

 در آستانه قلب تو سجده میکنم

 میخواهم آرام سر بر سینه ات بگذارم

 میخواهم صدای طپش قلبت مرا به خوابی آرام و رویائی فرو برد

  با نگاهت در سکوتی لغزان غوطه ور شوم

 ولی اگر چنین شود و قلب کوچک تو کلبه من شود ......

اری

میخواهمت

میخواهمت با دلم

پنجشنبه 1386/06/15 |

ترانه ی عاشقانه...

مهتاب

مهتاب

ای مونس عاشقان 

روشنایی آسمان

آی مهتاب

ای چراغ آسمان

روشنی بخش جهان

کو ماهم؟

نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم

فارغ ز دنیا لبها به لبها بودیم

با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم

مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم

مهتاب

امشب که پیش توام

او رفته و من مانده ام

آی افسوس

رفت و آن دوران گذشت

زده ام بر کوه و دشت

از هجرش

نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم

فارغ ز دنیا لبها به لبها بودیم

با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم

مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم

پنجشنبه 1386/06/15 |

نگو بار گران بودیم و رفتیم

نگو بار گران بوديم و رفتيم

نگو نامهربان بوديم و رفتيم

نگو اينها دليل محکمي نيست

بگو با ديگران بوديم و رفتيم

قلب من مال تو

پنجشنبه 1386/06/15 |

مهاجر

روی قلبم بنویسید مسافر بوده است

                                            بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است

بنویسید زمین کوچه سرگردانیست

                                            و در این معبد پر حادثه عابر بوده است

صفت شاعر اگر همدلی و همدردی است

                                           در ثنایم بنویسید که شاعر بوده است

بنویسید اگر شعری از او مانده بجای

                                          پسری از طایفه شعر معاصر بوده است

غزل هجرت من را همجا بنویسید

                                         روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است

طبيب عشق

پنجشنبه 1386/06/15 |

صدایی نیست

آوایی نیست ...تنها

صدای زنی است که مرگ را ضجه می زند.

مرگ را که تندیس مقدس تنهائیست و تنهایی

که همخانه دیرینه من است ...

       

پنجشنبه 1386/06/15 |

خاطرات مرده

خوابيدي رو بال موجا
 كاش ميشد بودم كنارت
 تو به دريا دل سپردي
 من تو ساحل چشم به راهت
دنبالت دارم ميگردم
اما نيست از تو نشوني
روزگار ما رو جدا كرد 
يه غرور توي جووني
دل من هوات و كرده
كاش ميشد تو رو ببينم
كاش ميشد تو خواب دباره
 دست سردت و بگيرم
(ميخوام بگم از اون روزا كه دستا توي دست
 چه خوش بوديم با رفيقا آرزوهامون شكست
 سختيه مشكلات جلو دارمون نبود
 لحظه ها زود ميگذشتن زير گنبد كبود
 تا اينكه روزاي خوش و آب اومد و برد
 سخن با تو هستم تا آخرش رفيقم مرد
 دريا اونا رو تو چنگش اسير كرد
 و عجب جام مرگش و داد اونا رو سير كرد
 بچه ها توي جووني رفتن از بينمون
 رفقا رو تنها تكميل نكردن دينشون
 نشون به اون نشون كه يادشون
 توي ذهنمون خدا اين و بهتر از همه ي ماها مي دونه
 رفيق خوب چيزي نيست كه بره از ياد
 آخه رفاقت نعمتيه كه خدا بهم داد
(قربان شما مهرداد))

پنجشنبه 1386/06/15 |

دفتر عشـــق كه بسته شـد

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم

غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم

دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

ازاون كه عاشقــــت بود

بشنواين التماسرو

پنجشنبه 1386/06/15 |

                    عشق نمی پرسه تو کی هستي؟
               عشق فقط ميگه: تو ماله منی .
                                        عشق نمی پرسه اهل کجايي؟
               فقط ميگه: توی قلب من زندگی میکنی .
                                        عشق نمی پرسه چه کار میکني؟
               فقط ميگه: باعث می شی قلب من به ضربان بيفته . 
                                         عشق نمی پرسه چرا دور هستي؟
               فقط ميگه: هميشه با منی .
                                         عشق نمی پرسه دوستم داري؟
               فقط ميگه: دوستت دارم

پنجشنبه 1386/06/15 |

عشق من

دوشنبه است :
مياي و من مي بينمت
سه شنبه است:
مياي و من محو چشم هات مي شم
چهارشنبه است :
مياي و نگاهم مي كني
پنج شنبه است :
مياي و دلم رو بر مي داري و ميري
جمعه است :
منتظرت هستم. مياي و دست هام رو مي گيري
شنبه است :
مياي و مي شيني كنارم و هوايي ام مي كني
يكشنبه است :
من مي رم و دلم برات تنگ مي شه
دوشنبه است :
بدجوري عاشقت شدم...

راستي :
سه شنبه كه بشه بدون تو چطوري مي گذره؟

در نظر خواهی بگو ؟؟؟

پنجشنبه 1386/06/15 |





goldensait_blogfa@yahoo.com

کلیپ های صوتی
کلیپ های تصویری
تم و بازی موبایل
عکس
شعر و دکلمه
طالع بینی
لطیفه و جک
مطالب عمومی
دانلود نرم افزار
آموزش
کد های مخفی

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386

...
پس از رفتن تو...
مرگ...
!...!...!
جدید
اینم عشق رپ ها!!!
تقدیم به همه عذاداران حسینی
خیابانهای عجیب و منحصر به فرد دنیا
عکس های بامزه
قرص اکس خوردن 3تا دختر و...

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
۞ **(( ღ سایت طلایی ღ ))** ۞
ღ.ღ افق هاي روشن ღ.ღ
ღ TAK PASAR ASHAGH ღ
وبلاگ کدهای جاوا..قالب حرفه ایی..کد آهنگ و....
ترفندهای کامپیوتری،سرگرمی،تنوع،...
دانلود آهنگ های ویدیویی
قالب های زیبا و سبک
عکس عکس عکس عکس از هر کی که بخوای
جدید ترین آهنگ های روز
همه چیز برای موبایل شما
کلبه عشق
خاطرات من
آرامش
بوسه ی تنهایی
اللهم عجل لولیک الفرج
دلکده
عشق و نفرت
دهکده ی تنهای من
دوستت دارم
عشق
طراح حرفه ای قالب وبلاگ
زمین آسمانی
بهترین وبلاگ فارسی دنیا
يه بهونه واسه بودن
شبگرد کوچه باغ ترانه
JAVADRR
آخرین نگاه
ملودی باران
فرزندان ایران زمین
زمونه
من وتو عشقولانه
بوسه ی تنهایی
<<الکترونیک - کامپیوتر - برنامه نویسی>>
۞ نسیم صبــــــا ۞
دربدران
پزشک تنها
سلام به بچه های اینترنتی
خلوت شبونه
««««« Mega-Cpu »»»»»
عشق+تو
موزیک
من و تنهایی
باتسنیم تا بی نهایت
نیمرخ
سیدحسنی
عاشقانه هاي يه دختر تنها
به خانه ی نیلوفری من خوش آمدید
جالب ترين كليپ هاي موبايل و عكس هاي باحال
۩۞۩ عجيب ترين نرم افزار ها ۩۞۩
تک پی سی
بهترین موزیکهای ایرانی و خارجی و بیوگرافی
ღ♥ღღعشق ودوریღ♥ღღ
دختران خاطره
تقدیم به تک ستاره اسمان قلبم
هر چیزی که از کامپیوتر بخواهید
عشق بی انتها
غبار لبخند
کلبه ی عاشقان
بیغوله!!!
پوچستان
مننن تارا هستم
قالب وبلاگ

RSS 2.0

Designed By ParsTheme